شعری زیبا در مورد سنگدلی-سعید سعادتی فر

 

 

دل بستن ِ بر سنگدلی چون تو خطا بود

عاشق نشدن بهتر از این‌جور و جفا بود

 

رفتی و دلم زیر قدم‌های تو جان داد

افسوس دلت خالی از احساس و وفابود

 

از دشمنی سنگ اگر شیشه فرو ریخت

تقصیر دلِ ساده و خوشباور ما بود

 

آن روز که من دل به نگاه تو سپردم

دل های زیادی هم دلداده ی ما بود

 

آهوی گریزان دلم را به که دادم!؟

گرگی که فقط فکر هوس بود وهوا بود

 

از عاشقی و عشق به من گفتی و ماندم

عاشق شدنت هم به گمانم به ریا بود

 

غافل شدم از حیله و نیرنگِِ درونت

رحمی به دلِ سنگ تو کو؟عشق کجا بود

 

دلخور شدم آن روز که آیینه شکستی

اکنون که فکر می‌کنم آن رفعِ بلا بود

 

هر بار شکستی دل من را که بدانم

دل کندنِ من از تو فقط کار خدا بود

 

#سعیدـسعادتیفر

شعر مادر از شاعر سعید سعادتی فر

مادر ای سلطان قلبم

مادر ای آرام جانم

بی تو من شوقی ندارم

ای قشنگ مهربانم

یاورم هستی همیشه

چون فرشته در کنارم

من کنارت غم ندارم

عاشقم هستی و یارم

بی تو مفهومی ندارد

دیگر این دنیای گردون

بی تو این دنیا نباشی

می کشد بر دیده ام خون

بهترین عاشق تو هستی

بهترین افسون صدایت

من به تو غم می رسانم

تو نمی کنی شکایت

مادر ای سلطان قلبم

مادر ای آرام جانم

بی تو من شوقی ندارم

ای قشنگ ومهربانم

 

بهترین شعر مادر