شعر مهربانی کن از سعید غمخوار
دل بده تا اسمِ من هم مثلِ تو دلدار باشد
عاشقی کن تا دلم از عشق تو سرشار باشد
راز خود را بر ملا کن تا بگویم راز خود را
بیش از این مگذار دیگر ، بین ما دیوار باشد
مهربانی کن، محبت رازِ استحکامِ عشق است
می شود دنیا گلستان عشق اگر معمار باشد
دل بده تا هر دو با هم، دل به عشقِ هم سپاریم
عشق وقتی می شود زیبا که بی اصرار باشد
عاشق و معشوق باید هر دو دل بر هم سپارند
غیر از این باشد بدان که غصه و آزار باشد
با ندیدن گرچه عشقی رو به خاموشی نرفته
رسم عشق این است گاهی بین ما دیدار باشد
عشق یعنی استجابت،ساحل امن سعادت
پس بگو در قایق ما عشق سکاندار باشد
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 23:0 توسط مینا
|
شعری برای تو که نیستی